9 دي وتفسير ايستادگي وبصيرت

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    به نام خدا


    در قران مجيد از فتنه در مواضع متعددي ياد شده از جمله در آيه 39 سوره انفال،  آيه 41 سوره مائده، آيه 13 سوره ذاريات، آيه 27 سوره اعراف و نيز در سوره ي عنکبوت آيه 2 خداوند مي فرمايد« احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون»  آيا مردم گمان کرده اند همين که بگويند «ايمان آورده ايم » به حال خود رها مي شوند و آزمايش نخواهند شد!


    حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه دو نوع فتنه را بيان مي کنند؛ يکي، جرياني که حق از باطل روشن نيست و يا هر دو طرف سهمي از حق و باطل دارند که در اولين کلمه ي قصارشان آمده« کن في فتنته کابن اللبون لا ظهر فيرکب ولا ضرع فيحلب» به گاه فتنه، چون شتر دوساله باش، نه پشتي تا سوارش شوند ونه پستاني تا شيرش دوشند.


     اغلب دعواهاي ناسيوناليستي و خانوادگي در اين نوع از فتنه جاي مي شوند لذا در اين مورد بايد بي طرف بود،


    و نوع دوم از فتنه، فتنه سياسي است، که باطل، لباس حق بپوشد.


    امام علي عليه السلام در خطبه 50 نهج البلاغه, اين نوع از فتنه را چنين معرفي مي کند:« انما بدع وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تبتدع، يخالف فيها کتاب الله و يتولي عليها رجال رجالا، علي غيردين الله ...» بدانيد که آغاز پديد آمدن فتنه ها؛ هواپرستي و بدعت گذاري در احکام آسماني است، نوآوري هايي که قران با آن مخالف است و گروهي« با دو انحراف ياد شده» بر گروه ديگر سلطه و ولايت يابند که بر خلاف دين خداست.


     پس اگر باطل با حق مخلوط نمي شد، بر طالبان حق پوشيده نمي ماند؛ و اگر حق از باطل جدا و خالص مي گشت زبان دشمنان قطع مي گرديد. اما قسمتي از حق و قسمتي از باطل را مي گيرند وبه هم مي آميزند. « نقد حضرت بر تفکر التقاطي» آنجاست که شيطان بردوستان خود چيره مي گردد و تنها آنان که مشمول لطف و رحمت پروردگارند نجات خواهند يافت.


    مطابق آموزه هاي اسلام مي توان به مواردي تحت عنوان راهبردها و شيوه هاي فتنه انگيزي اشاره نمود:


    1-  قانون شکني؛ آنگاه که حريم قانون خدا رعايت نشود زمينه براي فتنه گري فراهم مي شود و هر کسي سليقه و خواست خود را به عنوان قانون تلقي مي کند لذا در کتاب «الاجتهاد والنص» 106 مورد از موضع گيريهاي صريح در برابر سخن خدا و پيامبرش صلي الله عليه و آله آمده است.


    2-  شخص مداري به جاي حق محوري؛ منطق اسلام و اهل بيت عليهم السلام اين است که فرد و جامعه به سوي حق مداري بروند نه اينکه حق را با آدمها و اشخاص بشناسند.  امام صادق عليه السلام مي فرمايد : « کسي که رجال و افراد؛ او را وارد وادي دين کنند؛ افراد و اشخاص هم او را از دين بيرون مي برند».(بحارالانوار ج 2 ص 105)


    تذکر« البته در مورد ائمه اطهار عليهم السلام؛ سخن از رجال نيست بلکه ايشان تجلي حق اند، خود، محور حق اند،  انوار تامه ي الهيه اند و هر کسي چنين باشد خود، شاخص حق مي شود که بحث مستوفايي مي طلبد>>


    حضرت علي عليه السلام فرمودند:« لا يعرف الحق بالرجال اعرف الحق، تعرف اهله» حق با اشخاص و رجال شناخته نمي شود، شما حق را بشناسيد اهل حق را خواهيد شناخت، لذا اين موضوع، بستر فتنه را فراهم ساخت تا آنجا که خدمت مولا علي عليه السلام رسيدند و گفتند:«مگر مي شود طلحه اشتباه کند، زبير و عايشه اشتباه کنند، اينها بر حق اند ...،نهج السعاده ص 208»


    Image result for ?نه دي تصاوير?‎


    آري بصيرت آن است که، افراد را بر حق عرضه کنيم؛ زبير، از اصحاب وياران پيامبر صلي اله عليه و آله و علي عليه السلام بود اما در آخر عمرش به انحراف رفت و با تدارک جنگ جمل و کشته هاي فراوان حاضر به توبه و اصلاح نشد -البته توبه و اصلاح او، طلحه و عايشه بايد به همان اندازه ي  انحراف و فسادي که ايجاد شده، باشد( مانند حصر , اعدام و...) « الا الذين تابوا و اصلحوا و بينوا ... » ( بقره/160)


    در تاريخ اين ريزشها را که به علت چرخشهاي فکري و عملي بوده است زياد داريم؛


     انس بن مالک از اصحاب پيامبر (ص) است اما حاضر نشد به حديث غدير و امامت و خلافت امام علي(ع) شهادت دهد و به دعاي امام (ع) پيسي گرفت و مرد.


    زيد بن ثابت از کاتبان وحي بود اما از طرفداران سرسخت معاويه شد.


    اسامه بن زيد که پيامبر (ص) او را به فرماندهي لشکرش منصوب کرد، بعد از پيامبر (ص) گر چه مخالف علي (ع) نشد اما همراه امام علي (ع) هم نشد و نامش در زمره ي ساکتين ثبت گرديد.


     و امثال شمر، زياد بن ابيه، شريح قاضي و...که دگرديسي و چرخش آنها باعث عبرت است. اينها عبرتي است که متوجه باشيم، اشخاص، رجال و آدمها ، ما را به تعصب نکشانند، عوض نکنند و به غلط نياندازند.


    بصيرت هماني است که به ويژه پرچم داران دين بايد آن را داشته باشند. بصيرتي که تعبير درستش تولّي و تبرّي است يعني هر دو را بشناسند، هم راه درست را و هم راه نادرست را و بر يکي پافشاري و از يکي منزجر باشند، در راه حق ثابت قدم بوده و از مال و جان و آبروي خود هزينه کنند و بر راه باطل خط بطلان بکشند.


    و ملت رشيد و فهيم ايران اسلامي با خلق حماسه ي 9 دي ماه سال 1388 بصيرت و ايستادگي را امضا و « هيهات منا الذله» را به درستي تفسير کرد./.والسلام

    نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 10:03
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها