انتقام آري يا خير ؟ (قسمت اول)

تعرفه تبلیغات در سایت

انتقام يعني چه ؟ واگر انتقام گرفتن  مذموم وناپسند است چرا در مورد امام زمان (عج)تعبير به منتقم خون شهداي کربلا مي شود؟


انتقام از ريشه ي «ن ـ ق ـ م» و در لغت به معناى انكار كردن(1)، كينه كشيدن، كيفر دادن(2)، مؤاخذه همراه با كراهت و مبالغه در كيفر و عقوبت(3) آمده است(4) و در اصطلاح به عقوبتى خاص اطلاق مى‌شود و آن اينكه فرد در برابر كسى كه به او بدى كرده به همان اندازه يا بيشتر بدى كند(5)؛ همچنين انتقام گاه به انسان نسبت داده مى‌شود و گاه به خداوند. تفاوت اين دو در اين است كه انتقامهاى بشرى بيشتر در پى زيانى است كه فرد بر اثر عجز از ناحيه دشمن ديده و بدين وسيله مى‌خواهد ناكامى و شكست خود را جبران كند، ازاين‌رو گاه ضمن گرفتن انتقام، از حدّ اعتدال بيرون رفته، مرتكب كار ناروا و خلاف حق مى‌شود؛ اما انتقام الهى بر اثر آسيب ديدن خداوند يا براى تشفى خاطراو نيست، زيرا خداوند آسيب‌پذير نيست و تشفّى خاطر در او راه ندارد، بلكه انتقام او به معناى كيفر دادن گناهكاران براساس حق و عدالت است.(6)


 انتقام بشرى نيز به فردى و اجتماعى تقسيم مى‌شود. انتقام فردى بيشتر برخاسته از احساس بوده ؛غايت وانگيزه  آن تشفّى  وآرامش خاطر است؛ اما انتقام اجتماعى كه در قالب قصاص و مجازات صورت مى‌گيرد غالباً مبتنى بر عقل بوده و غايت آن حفظ نظامِ تربيتي واصلاحي افراد جامعه و بستن راههاى ناامنى در اجتماع است . اين نوع از انتقام بيشتر در قلمرو وظايف حكومت است.(7)


اقسام انتقام:


حس انتقامجويى يك اصل حياتى است كه خداوند آن را در وجود همه انسانها و حتى برخى حيوانات به وديعه نهاده است(8)؛ ليكن بهره ورى از اين حس خدادادى به تناسب مورد و كيفيت و مقدار استفاده از آن داراى احكام و وجوه گوناگونى است كه مى‌توان آن را به انتقام پسنديده، مباح و ناپسند تقسيم كرد.


  1- انتقام پسنديده و  واجب


اسلام باهرگونه ظلم و تعدى، به فرد يا جامعه مخالف است، ازاين‌رو مقابله با ستمگران و گرفتن حق مظلومان را امرى ممدوح و گاه واجب مى‌شمارد. قرآن كريم در آيات 14و 15 سوره توبه  به مسلمانان فرمان مى‌دهد كه با كافران و مشركان نبرد كنند تا ضمن رفع شرك و كفر از روى زمين، خشم مؤمنان ستمديده فرو نشسته و دلهاى آنان تشفى يابد:«قـاتِلوهُم يُعَذِّبهُمُ اللّهُ بِاَيديكُم ويُخزِهِم ويَنصُركُم عَلَيهِم و يَشفِ صُدورَ قَوم مُؤمِنينَ  و يُذهِب غَيظَ قُلوبِهِم » در آيه 39 شورى  نيز قرآن يكى از ويژگيهاى مؤمنان راستين را يارى طلبيدن از ديگران براى رفع ظلم  از خود و گرفتن انتقام از ستمگر دانسته است: «والَّذينَ اِذا اَصابَهُمُ البَغىُ هُم يَنتَصِرون» . شايد پسنديده بودن و وجوب انتقام در اين موارد بدان جهت باشد كه اگر از ظالمان انتقام گرفته نشود موجب گستاخى آنان و تضييع حقوق ديگران شده و فساد و ناامنى در جامعه گسترش مى‌يابد .


  2-انتقام مُجاز


اگر ستم و تجاوز متوجه فردي شده باشد و انتقام گرفتن او پيامدى براى ديگران نداشته باشد اين كار جايز و روا خواهد بود؛ بدين معنا كه انسان در اين‌گونه موارد، بين گرفتن انتقام از ظالم يا عفو او، مخيّر است: «وجَزاؤُا سَيِّئَة سَيِّئَةٌ مِثلُها فَمَن عَفا واَصلَحَ فَاَجرُهُ عَلَى اللّهِ ... و لَمَنِ انتَصَرَ بَعدَ ظُـلمِهِ فَاُولـئِكَ ما عَلَيهِم مِن سَبيل»( شورى آيه هاي 40 و 41 و نيز سوره بقره آيه ي 194و سوره نحل آيه ي  126) البته گرفتن انتقام از بدى كننده به طور مطلق و در همه ي موارد روا نيست، بلكه در مواردى جايز است كه اسلام آن را روا دانسته باشد.(9) 


   ادامه دارد...


پي نوشت


1-     مفردات الفاظ ‌القرآن ، ص 822 ؛ لسان العرب، ج 14، ص 272، واژه «نقم »


2-     مجمع البحرين، ج 2، ص 366 واژه«نقم»


3-     زادالمسير فى علم التفسير ، ج 2، ص 427


4-      التحقيق فى كلمات القرآن الكريم  ، ج 12، ص 227، واژه «نقم»


5-      جامع‌السعادات، ج1،ص334؛ الميزان، ج12، ص86


6-     الميزان، ج 12، ص 87؛ اخلاق از نظر همزيستى و ارزشهاى انسانى ، ص 323 


7-      الميزان، ج 12، ص 86   


8-     همان


9-     جامع‌السعادات، ج1، ص334؛ محجة‌البيضاء، ج 5 ، ص 315

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 2:11
برچسب‌ها :

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :